نقد و بررسی قسمت نهم فصل سوم سریال سیلو

مطالعه 4 دقیقه
نقد و بررسی قسمت نهم فصل سوم سریال سیلو
چکیده مقاله :

قسمت نهم فصل سوم Silo فقط داستان خداحافظی با برنارد یا مرور گذشته سیلوها نیست، حالا می دانیم سیلوها در ابتدا با هدف نجات انسان ها ساخته شدند.

ما رو توی گوگل بیشتر ببین
این مقاله را خلاصه کن با:

قسمت نهم فصل سوم سریال سیلو (Silo) با عنوان Farewell یکی از مهم ترین قسمت های این فصل است، اپیزودی که هم سرنوشت برنارد را به نقطه ای حساس می رساند و هم با رفتن به گذشته، تصویر کامل تری از دلیل ساخته شدن سیلو ها به ما می دهد. در این قسمت، برنارد برای آخرین بار تلاش می کند به جولیت کمک کند، راز مهمی درباره سیلوی 1 فاش می شود و در خط زمانی گذشته، می بینیم که سیلوها در ابتدا قرار نبود زندان انسان ها باشند، بلکه قرار بود پناهگاهی برای نجات بشر باشند.

 

برنارد، آخرین فداکاری برای نجات جولیت

یکی از مهم ترین بخش های قسمت نهم، تصمیم برنارد برای تحویل دادن خودش است. او می داند که اگر خودش را تسلیم کند، تمام توجه ها به سمت او جلب می شود و همین موضوع می تواند برای جولیت و دوستانش فرصت ایجاد کند. حتی زمانی که جولیت از این تصمیم ناراحت می شود، برنارد توضیح می دهد که هدفش فقط خریدن زمان برای واکر و دیگران بوده است. این تصمیم نشان می دهد برنارد در پایان مسیرش، بالاخره از یک مدیر صرفاً وفادار به سیستم فاصله گرفته است. او هنوز به بقای سیلو اهمیت می دهد، اما حالا متوجه شده که شاید برای نجات آن، لازم باشد خودش قربانی شود. نکته جالب تر اینکه برنارد در نهایت بدون لباس پاکسازی به بیرون می رود، تصمیمی که خودش تأکید می کند برخلاف چیزی نیست که تصور می کنیم و لباس پاکسازی هم تفاوتی در سرنوشت او ایجاد نمی کند.

برنارد، آخرین فداکاری برای نجات جولیت

 

چه کسی پشت سیلوی 1 است؟

برنارد به جولیت می گوید صدایی که از دیوار می شنوند و سال ها تصور می کرده یک ربات یا موجودی با هوش بسیار بالاتر از انسان است، در واقع از طرف یک انسان در سیلوی 1 می آید. یعنی پشت تمام این تصمیم ها، یک موجود شکست ناپذیر یا یک هوش ناشناخته قرار ندارد، بلکه یک انسان واقعی نشسته که درباره سرنوشت دیگر سیلوها تصمیم می گیرد. این افشاگری اهمیت زیادی دارد، چون تا امروز سیلوی 1 مثل قدرتی بود که دسترسی به آن تقریباً غیرممکن به نظر می رسید. اما حالا برنارد به جولیت یادآوری می کند که جادوگر پشت پرده فقط یک انسان است. و اگر انسان باشد، یعنی قابل شکست دادن است.

 

نقدو بررسی اولیه فصل سوم سیلو 

 

جولیت فقط یک شورشی نیست، او یک متحدکننده است

برنارد در آخرین گفتگویش با جولیت، یکی از مهم ترین ویژگی های او را به زبان می آورد. او می گوید جولیت فقط یک هنجارشکن نیست، او یک متحدکننده است. شورش سه ماه قبل هم دقیقاً همین موضوع را ثابت کرده است. برنارد می بیند که اطرافیان جولیت چه قدرتی دارند و معتقد است اگر فقط فرصت داشته باشند، می توانند کاری را انجام دهند که تا امروز غیرممکن به نظر می رسید. در واقع، برنارد چیزی را به جولیت می گوید که شاید خودش هنوز کاملاً درکش نکرده باشد. سیستم از یک شورشی نمی ترسد، از مردمی می ترسد که با هم متحد شده اند.

جولیت فقط یک شورشی نیست، او یک متحدکننده است

 

مهم ترین سؤال سریال (چرا؟)

شاید بهترین ایده قسمت نهم همین سؤال ساده باشد، چرا؟ چرا سیلوها ساخته شدند؟ چرا مردم باید داخل آن ها بمانند؟ چرا سیلوها اجازه ندارند با یکدیگر ارتباط داشته باشند؟ چرا سازندگان سیلو، سیستمی برای کشتن مردم ایجاد کرده اند؟ و چرا اگر هدف اصلی محافظت از انسان ها بوده، باید حقیقت از آن ها پنهان شود؟ این سؤال ها در واقع تمام معمای سریال را به یک نقطه مشترک می رسانند. ما تا امروز بیشتر دنبال پاسخ چه اتفاقی افتاده؟ بودیم، اما حالا سریال ما را به مرحله دیگری می برد، چرا این اتفاق ها اصلاً رخ داده اند؟ و شاید پاسخ همین سؤال بتواند توضیح دهد که چرا یک پروژه ظاهراً نجات بخش، در نهایت به جامعه ای بسته و کنترل شده تبدیل شده است.

 

نقد و بررسی قسمت هشتم فصل سوم سریال سیلو

 

فلش بک قسمت نهم، سیلوها واقعاً برای چه ساخته شدند؟

یکی از جذاب ترین بخش های قسمت نهم، بازگشت دوباره به گذشته است. در این بخش می بینیم سیلوها زمانی که ساخته شدند، قرار نبود زندان باشند. پروژه در ابتدا با هدف محافظت از انسان ها در برابر یک فاجعه عظیم طراحی شده بود. افرادی از نقاط مختلف جهان قرار بود در این پروژه حضور داشته باشند و ساختار سیلو ها به شکلی طراحی شده بود که بتوانند در برابر یک فاجعه بزرگ از انسان ها محافظت کنند.
دنیل حتی این پروژه را به کشتی نوح تشبیه می کند، تشبیهی که کاملاً با ماهیت سیلوها جور درمی آید. همان طور که کشتی نوح قرار بود بخشی از زندگی را از یک فاجعه نجات دهد، سیلوها هم قرار بود فرصتی برای ادامه حیات انسان باشند. اما اینجا یک تضاد جذاب شکل می گیرد. چیزی که برای نجات انسان ساخته شد، چطور تبدیل به زندان او شد؟ این احتمالاً یکی از بزرگ ترین سؤال هایی است که سریال باید در ادامه پاسخ دهد.

فلش بک قسمت نهم، سیلوها واقعاً برای چه ساخته شدند؟

 

پایان دنیایی که سیلو ها را به امن ترین مکان تبدیل می کند

در خط زمانی گذشته، دنیل کین با بازی اشلی زوکرمن و هلن درو با بازی جسیکا هنویک برای مراسم افتتاح سیلو ها حاضر می شوند. اما برنامه بازدید خیلی زود آن ها را از یکدیگر جدا می کند، هلن به سیلوی 18 و دنیل به سیلوی 1 می رود. این جدایی شاید در ظاهر اتفاقی عادی باشد، اما با توجه به ساختار مرموز سیلوها، بعید است کاملاً تصادفی باشد. در همین بخش مشخص می شود پیمان که قرن ها قوانین زندگی ساکنان سیلوها را تعیین کرده، ظاهراً با کمک هوش مصنوعی طراحی شده و از همان ابتدا می توانسته ابزاری برای کنترل جمعیت باشد. اما پیش از آنکه دنیل و هلن فرصت کنند معنای واقعی این اطلاعات را بفهمند، انفجاری اتمی بر فراز آتلانتا رخ می دهد. بازدیدکنندگان به سرعت به داخل سیلوها پناه می برند و دنیای بیرون در چند لحظه به آتش و خاکستر تبدیل می شود. هنوز مشخص نیست این انفجار بخشی از یک حمله هسته ای گسترده بوده یا تنها یک بمب در آتلانتا منفجر شده است. سریال عمداً پاسخ این سؤال را نمی دهد، چون در آن لحظه یک چیز بیشتر از همه اهمیت دارد ابری مرگبار در حال نزدیک شدن است و تنها راه نجات، ورود به سیلوهاست. همین صحنه یک سؤال بزرگ را مطرح می کند، آیا سیلو ها برای نجات انسان ها ساخته شده بودند، یا سازندگانشان از همان ابتدا منتظر چنین فاجعه ای بودند؟

 

در آخر

قسمت نهم فصل سوم Silo فقط داستان خداحافظی با برنارد یا مرور گذشته سیلوها نیست، این قسمت تصویری تازه از کل داستان سریال به ما می دهد. حالا می دانیم سیلوها در ابتدا با هدف نجات انسان ها ساخته شدند، اما چیزی که هنوز نمی دانیم این است که چه کسی و چرا تصمیم گرفت این پناهگاه ها را به جوامعی بسته و کاملاً کنترل شده تبدیل کند.
فصل سوم تا اینجا جواب چند سؤال را داده، اما در عوض سؤال های بزرگ تری ساخته است. و شاید جذابیت اصلی قسمت نهم هم همین باشد، هرچه بیشتر درباره گذشته سیلو ها می فهمیم، بیشتر متوجه می شویم که هنوز بخش مهمی از حقیقت را نمی دانیم. حالا جولیت دیگر فقط برای نجات خودش نمی جنگد. اگر او بتواند حقیقت را پیدا کند و آن را به دیگران برساند، ممکن است چیزی را تغییر دهد که سال ها غیرممکن به نظر می رسید. و درست همین جاست که داستان Silo وارد مرحله ای تازه می شود، مرحله ای که دیگر فقط درباره زنده ماندن در زیر زمین نیست، بلکه درباره فهمیدن حقیقت و انتخاب میان اطاعت یا آزادی است.

برچسب ها :
ثبت دیدگاه جدید

نشانی ایمیل و شماره تماس شما منتشر نخواهد شد. بخش های مورد نیاز علامت گذاری شده اند *

ستاره

1405/06/07

عجبببب قسمتی بوددد 👌🥲

تمامی حقوق مادی و معنوی سایت، برای گروه نوشتون محفوظ می‌باشد. 2025-2035